قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

325

تاريخ نگارستان ( فارسى )

ميرزا را از ملاحظهء آن توجه خلق عرق غضب به حركت آمده او را بگرفت و بسمرقند فرستاد . مصراع : بس مرغ همايون كه بتير نظر افتاد . [ 549 - در غرائب كشورها . ] 549 من مآثر البلدان بر رأى جهان‌نماى سالكان مسالك بدايع و سايران ممالك وقايع كه پيوسته خاطر خطير ايشان از ايراد حكايات غرائب اماكن متمتع است و ضمير منير آنان از استماع نوادر مواطن مستمع پوشيده نخواهد بود كه مؤلف مطلع السعدين در احوال صاحبقران و ميرزا شاهرخ بهادر خان قضيهء حيرت‌افزاى خطاى از ثقات نقل كرده و داستان هندوستان كه خود براى العين ديده و صفت كشمير موافق آنچه مؤلف ظفرنامه تحرير فرموده بتقريبى آورده چون قدر مناسبتى به وضع اينمختصر داشت بنابرآن موجزى از آن سمت تسطير يافت [ 550 - حكايت كشور ختا . ] 550 حكايت خطا وى گويد كه چون در سنهء 822 اثنتين و عشرين و ثمانمأة ميرزا شاهرخ ايلچيان بجانب خطاى ارسالداشت ميرزا بايسنقر خواجه غياث الدين نقاش را كه جوانى مستعد بود خاصه بواسطهء همان همراه كرد كه بر جميع خصوصيات آنولايت اطلاع حاصل نموده روزنامچهء در آن باب درست دارد و بىزياده و نقصان بحضور آورد ايلچيان در سنهء 825 خمس و عشرين و ثمانمأة بهرات آمده و خواجه غياث الدين شرح آنحالات را بىتعصب و غرض نوشته و زبدهء آنسخنان اينست كه اين بيمقدار خلاصهء از آن الفاظ انتخاب نموده معروض ميگرداند كه ايلچيان در شانزدهم ذيقعده اينسال از هرات توجه نموده بيست و هشتم جمادى الاولى سنهء 823 ثلاث و عشرين و ثمانمأة بچراگاه و خيمهء ايل شير بهرام درآمدند و در آن بيابان با آنكه آفتاب در سرطان بود آب دو انگشت يخ بسته بود . بيت : مگر زمانه بآهنگرى برون آمد * كه آب گشت چو فولاد و باد چون سوهان ؟ و آخر جمادى الاولى بطرقان رسيدند و پنجم رجب بقرا خواجه مؤلف ظفرنامه گويد كه از ختن تا خان‌باليغ كه تختگاه خطاست به راه آبادانى صد و شصت و يكمنزلست چه از آنجا تا قراخواجه سى و پنج منزلست و از قراخواجه تا سقاول كه سرحد خطاست و از كوه تا كوه ديوارى كشيده‌اند و دروازه نشانده و خانها و بامها ساخته جماعتى در آنجا بمحافظت سرحد قيام مينمايند سى و يكمنزل و از آنجا بكيخاتو كه از شهرهاى معظم خطاست پنجاه و پنج منزل و از آنجا تا بخانباليغ چهل منزلست و گويند راهى ديگر هست كه از سرحد ختن تا خطا بچهل روز ميتوان رفت اما هيچ آبادانى ندارد و ريك روانست